برای امیرحسین خادمی قربانی تجاوز جنسی؛

امیر حسین خادمی فدای چشمان مظلومت/ما صدای امیرحسین خادمی هستیم

امیرحسین خادمی می توانست مثل خیلی های دیگر در این مرز و بوم درباره آن اتفاق شوم ساکت بنشیند؛ حرفی نزد و مهر سکوت بر دهان بگذارد تا زمان بر آن گرد فراموشی بنشاند اما همت او خیلی بزرگتر از یک جوان 16 ساله است.
کد خبر: ۲۷۹۱۹۴
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۵:۵۲

صدای ایران- ملیحه احمدی: غم بزرگی در زرین دشت رقم خورد؛ غمی به وسعت تاریکی شب اما به دلیل ظلمی که بر مهسا امینی رفت در میان خبرها گم شد. یک پسر 16 ساله زرین دشتی که بخاطر سرطان مادرش درس و مدرسه را رها میکند و حاضر می شود تا در یک محیط نا امن کار کند تا خرج زندگی خود و خانواده اش را تامین کند.

امیرحسین خادمی می توانست مثل خیلی های دیگر در این مرز و بوم درباره آن اتفاق شوم ساکت بنشیند؛ حرفی نزد و مهر سکوت بر دهان بگذارد تا زمان بر آن گرد فراموشی بنشاند اما همت او خیلی بزرگتر از یک جوان 16 ساله است. او ظلم را نمی پذیرد و به همراه مادرش برای دادخواهی به کلانتری می رود و طرح شکایت می کند. او را تهدید می کنند که شکایتت را پس بگیر و تهدید به قتل می کنند اما امیرحسین خادمی عقب نمی کشد. دوباره تهدید می کنند که اگر شکایتت را پس نگیری فیلم تجاوز را پخش می کنند. امیرحسین خادمی اما تسلیم نمی شود.

 

بیشتر بخوانید:


ماجرای قتل و تجاوز جنسی به امیرحسین خادمی جوان زرین دشتی

 

چقدر این واژگان در برابر همت و تظلم خواهی جوانی 16 ساله کوچک و ناتوان است وقتی که او را به بیابان های حاجی آباد می برند و به قتل می رسانند و او باز تسلیم نمی شود و حالا همه ما مبهوتع نگاه مظلوم امیرحسین خادمی هستیم.

انگار امیرحسین خادمی دارد در این عکس با ما حرف می زند و ما مدام با در حالی که صورت خود را چنگ می اندازیم از خود میپرسیم که چرا امیرحسین خادمی باید مجبور بود تا برای درمان مادرش کار کند؟ چرا امیرحسین خادمی باید در یک محیط ناامن کار می کرد؟ چرا متجاوزان اینقدر احساس امنیت کردند که پس از تجاوز به جای ترس او را حتی به قتل رساندند؟ بیچاره مادرش و بی چاره ما مردم ایران.

پربیننده ترین ها